تبلیغات
زندگی آنلاین - مطالب ابر احمدی نژاد
 
زندگی آنلاین
نگاهی نو به زندگی دیجیتالی
درباره وبلاگ


هرکسی که دوست داشت در این وبلاگ نویسندگی کنه،شرایط خودش را در فرم تماس با ما اعلام کنه و همچنین ایمیل تون رو قرار بدید تا باهاتون تماس بگیریم.

مدیر وبلاگ : Mohammad Chehregani
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سعید حجاریان در دومین سالگرد تشکیل دولت حسن روحانی، در گفت‌وگویی، به روایت دوران انتخابات پرداخت و با تاکید بر اینکه "در دولت پیشین «سودا» بر «عقلانیت» غلبه داشت و آن را از اعتدال و تعادل خارج کرده بود"، خاطرنشان کرد که خطر بازگشت سودازدگان، جدی است.

روزنامه ایران نوشت: حجاریان٬ چهره همیشه پر نفوذ اصلاح‌طلبان در گفت‌وگو با ما راوی روزهایی سرنوشت‌ساز شد. از دلایل تصمیم اصلاح‌طلبان برای مشارکت فعال در انتخابات سخن گفت و با تأکید بر اینکه در دولت پیشین «سودا» بر«عقلانیت» غلبه داشت و آن را از اعتدال و تعادل خارج کرده بود٬ به مرور وضعیت ناگوار کشور در آن روزگاران پرداخت و تأکید کرد که اصلاح‌طلبان به انتخابات وارد شدند تا برای «تقلیل مرارت» میهن و مردم با دیگر فعالان تحول‌خواه٬ وحدت کنند و در نهایت هم به گزینه حمایت بی قید و شرط و بدون سهم‌خواهی از نامزدی و دولت روحانی رسیدند. حجاریان٬ البته هنوز نگران است و هشدار می‌دهد تا زمانی که زمینه پذیرش باقی است٬ خطر بازگشت سودازدگان هم جدی است. پاسخ‌های او به شیوه همیشگی٬ کوتاه اما حاوی نکاتی تأمل‌برانگیز است.

بخش‌هایی از این گفت‌وگو در پی می‌آید:

راهبردهای اصلاح‌طلبان در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری چه بود؟
انتخابات 24 خرداد برای اصلاح‌طلبان از دو بعد اهمیت داشت؛ بعد نخست بازگشت به «عقلانیت» بود. بنده پیشتر هم گفته‌ام دولت قبل «سودایی» بود؛ دولت٬ نماینده عقل است؛ اما در دولت پیشین «سودا» بر «عقلانیت» غلبه داشت و آن را از اعتدال و تعادل خارج کرده بود. برای نمونه رئیس دولت قبل یکبار اعلام کرد دانشمندی داریم که به صحرا نگاه می‌کند و با همان نگاه تشخیص می‌دهد زیر زمین کجا معدن مس است و کجا معدن آهن.

این روایت موثق است؟
بله فیلمش هم هست. من پس از جستجوی فراوان متوجه شدم این فرد٬ شخصی است که رئیس دولت٬ ایشان را به وزیر بهداشت و درمان کابینه‌اش معرفی می‌کند تا وزیر امکانات مورد نیاز را در اختیار ایشان قرار دهد.

این آقای حکیم هم از وزیر برای راه‌اندازی یک مرکز تشخیص درخواست وام می‌کند. مرکزی که قرار بود در آن با نگاه و ورانداز کردن بیماران آنها را «سیتی‌اسکن» و «ام.آر.آی» کند. این حکیم مدعی بود که می‌تواند با نگاه‌کردن از مغز سر تا نوک پا مثل اسکن کردن سلولها و غدد سرطانی را تشخیص دهد و حتی تشخیص دهد آیا تومور بدخیم هم دارد یا نه! همان موقع وزیر بهداشت واکنش نشان می‌دهد و می‌گوید اینها همه خرافه است و همین ماجرا٬ یکی از دلایل برکناری آن وزیر میشود.

نمونه دیگر تأسیس دانشکده‌ای به نام «علوم و فنون نوین» در کنار دانشکده بسیار با سابقه فنی دانشگاه تهران بود. دانشکده فنی دانشگاه تهران محل انباشت 80 سال تجربه است. اما سال 1388 به موازات این دانشکده٬ دانشکده جدید «علوم و فنون نوین» تأسیس می‌کنند تا در آن رشته‌هایی با عناوین پر طمطراق نظیر «مکاترونیک» و «میکرونانوتکنولوژی» تدریس شود. هم استادانش رفقای رئیس دولت بودند و هم دانشجویانش. دانشکده‌ای بود که دورهمی تأسیس کرده بودند برای خودشان و رفقایشان که گویا اخیراً از سایت دانشگاه تهران حذف شد. این حذف بعد از آنی بود که کلی هزینه صرف ساخت ابنیه و لابراتوار و فضای آموزشی آن شده بود. این آقایان درک این را نداشته‌اند که علم خصلتی انباشتی دارد٬ نمی‌شود فردی با رفقای خودش تصمیم بگیرد یک شبه دانشکده تأسیس کند. از سوی دیگر معلوم نیست استادان آن دانشکده کذا کجا درس خوانده‌اند و دارای چه مدرکی هستند؟ ابهام‌ها راجع به آن به حدی بوده است که نهایتاً مسئولان را مجاب به حذف آن از سایت دانشگاهی با قدمت 80 ساله کند.

از این قبیل مثال‌ها فراوان میتوان زد٬ مانند اینکه یکبار رئیس دولت اعلام کرد٬ دختر نوجوان کم سن و سالی در خانه‌شان انرژی هسته‌ای تولید کرده است و اینک پس از چند سال معلوم نیست که آن نوجوان دانشمند کجاست؟ نمونه دیگر٬ یکبار رئیس دولت تصمیم گرفت آب دریای خزر را با دستگاههای آب شیرین‌کن تصفیه کرده و از فراز رشته‌کوه البرز با پمپ‌های قوی آن را به دشت پایین‌دست سمنان و گرمسار برساند تا از این طریق کویر را آباد کرده و در آنجا صیفی بکارد. من پیگیر بودم که طرح توجیهی این پروژه عظیم کجاست؟ بعدها معلوم شد٬ یک جزوه هفده٬ هجده صفحه‌ای٬ کل منبع این پروژه قرار بوده است. حتی یادم هست تلویزیون نشان داد که رئیس دولت٬ کنار دریای مازندران با هشت دستگاه دکوری٬ عکس میگرفت و اندیشمندان نیز برای وی توضیح می‌دادند که تا چه اندازه این پروژه مقرون به صرفه است. حالا بگذریم؛ اگر بخواهم همه سودازدگی‌ها را در عرض هشت سال توضیح دهم مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود٬ چه آنجا که گفت ما قرار است برای جهان٬ مدیریت کنیم و برای اداره آن طرح و برنامه داریم و چه آنجا که گفت امریکایی‌ها قصد دارند امام زمان را ترور کنند و چه آنجاکه از پشت شیشه دودی اتومبیل تشریفاتی در اجلاس سازمان ملل می‌تواند یک طفل اسپانیایی زبان را در حال عبور لب‌خوانی کند که مدام می‌گفته٬ محمود٬ محمود! و چه قصه مشهور هاله نور.

کاغذپاره خواندن قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل و چه وعده‌ای که به هر ایرانی داد که هزار متر زمین مشجر به آنها می‌دهد و قس علی هذا. می‌خواهم بگویم دولت معجزه هزاره سوم «هم حیف کرد» و «هم میل». نمی‌دانم حیفش بیشتر بود یا میلش. این به عهده کارشناسان اقتصادی است که میزان حیف و میل را معلوم کنند.

آیا اصلاح‌طلبان در شرایط امروز پس از 92­ هم وظایفی دارند؟
می‌گویم بله. انتخابات یک عقد قرارداد است و این قرارداد نقطه عزیمت خوبی است. اصلاح‌طلبان می‌توانند برای بحران‌های مختلف ایده بدهند. کارشناسان اصلاح‌طلب می‌توانند با یاری رساندن در حل بحران‌ها٬ تقلیل مرارت کنند و از تبعات سودازدگی بکاهند. علاوه بر این٬ باید افشاگری کنند و بگویند سودازدگی چه بر سر جامعه آورده است. اصلاح‌طلبان باید از تجارب خودشان استفاده و به تداوم دولت آقای روحانی کمک کنند٬ باید بکوشند روحانی دوام آورد و بماند.

ما در حال حاضر آلترناتیوی برای آقای روحانی نداریم. البته دولت هم باید اشکالات و کاستی‌های خودش را اصلاح کند و اگر لازم است حتی کابینه را هم ترمیم کند. من سال گذشته هم همین را گفتم. ممکن است احمدی‌نژاد برنگردد که برنمی‌گردد اما همجنس و مشابه او ممکن است روی کار بیاید و این یعنی بازگشت به دوره «سودازدگی» و البته دور ریختن همه تلاش‌ها٬ زحمت‌ها و هزینه‌ها.

سودازدگی و پوپولیسم همپوشانی دارند؟
حتماً دارند اغلب پوپولیست‌ها٬ سودازده هم هستند؛ هوگو چاوز هم سودایی بود. برای سودازدایی چه باید کرد؟ این موضوع تا حدی ریشه‌های فرهنگی دارد. ببینید در ایران چند نفر ادعا می‌کنند امام زمان هستند؟ به صرف همین ادعا چقدر آدم جذب این افراد می‌شوند؟ اگر مجوز «لاتاری» بگیرید خواهید دید چقدر کارتان رونق می‌گیرد. گلدکوئیست‌ها چقدر رواج پیدا کردند؟ «گنج‌یاب» چقدر خریدار دارد؟ همه اینها ناشی از سوداست.

پس معتقدید خطر بازگشت سودازدگان همیشه وجود دارد؟
بله٬ مادامی که زمینه پذیرش‌اش وجود دارد امکان بازگشتش هم هست.

وظیفه نخبگان برای جلوگیری از بازگشت سودافروشان چیست؟
باید با خرافه مبارزه کرد؛ نردبام برای این است که افراد پله پله بالا بروند؛ مانند ارتش که افراد کم کم درجه‌های بالاتر می‌گیرند؛ اما گاهی این اتفاق نمی‌افتد؛ چاپلوس‌ها ترقی می‌کنند؛ جمشید بسم‌الله‌ها و بابک زنجانی‌ها بازار را در دست می‌گیرند. این موضوع مختص یک زمینه نیست و در همه حوزه‌ها دیده میشود؛ برای نمونه طرف با نمره 10 بورسیه گرفته و استاد می‌شود.

وقتی این اعمال را مردم می‌بینند باورشان می‌شود که می‌توان میان‌بر زد و معمولاً 99 درصد میان‌برها راه به ناکجاآباد می‌برد٬ بجز خسران برای حرث و نسل ثمری ندارد. برای مثال مطابق محاسبه بانک مرکزی در دولت قبل فقط 124 میلیارد دلار هزینه‌های «فاقد سند» وجود دارد. با این پول‌ها همه کار می‌توان کرد. همین الآن دار و دسته دولت سابق به افراد می‌گویند برای مجلس نامزد شوند تا خرج تبلیغاتتان را بدهند.

پول‌هایی که اشاره کردید مربوط به زمانی است که دولت احمدی‌نژاد مستقر شد و به منابع دسترسی پیدا کرد٬ اما سؤال این است که این دولت چگونه به مرحله استقرار رسید؟
توزیع پول از سوی احمدی‌نژاد از زمان شهرداری شروع شد. در زمان استانداری‌اش در اردبیل هم شائبه‌هایی وجود داشت.

شما و بقیه اصلاحطلبها در آن زمان متوجه ظهور و گسترش این خطر بودید؟
سال 84 مقاله‌ای با عنوان «خطر پوپولیسم» نوشتم و هشدار دادم ممکن است کسی بیاید و ادعاهای پوپولیستی مطرح کنند. آن موقع ادعا کرده بودند که پول نفت را سر سفره مردم می‌آوریم و 40 هزار تومان هم یارانه می‌دهیم. در مقاله «حاشیه علیه متن» نیز به این خطر اشاره کردم؛ خطری که هنوز هم وجود دارد؛ در خیلی از شهرها٬ مرکز شهر به اصلاح‌طلبان رأی می‌دهند اما در حاشیه٬ آرا نصیب اصولگرایان می‌شود. یکی از هدفهای ما در انتخابات سال ٬92 حذف دولت سودایی بود.

آقای روحانی هم دیدگاه مشابهی داشت. ایشان در دوره‌ای از مجلس٬ عضو فراکسیونی بود که به «فراکسیون عقلا» معروف بود. روحانی در آن دوره دنبال چه بود؟ غریزه‌اش حس کرده بود سودا در کشور زیاد است. بنده چند سال با آقای روحانی گعده داشتم و براساس شناختی که از ایشان دارم٬ سخن می‌گویم.

منظورتان در مرکز تحقیقات است؟
نه٬ در شورای عالی امنیت ملی.

دقیقاً چه سالی بود؟
زمانی که آقای هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری رسید. آن زمان روحانی در مجلس بود و از همان زمان٬ نگران نگاههای سودایی بود. من می‌دانستم که روحانی در این زمینه دغدغه دارد. آقای روحانی٬ اهل بحث‌های اقناعی است؛ می‌شود با او بحث کرد. بعضی اوقات به جریان راست تمایل داشت٬ اما اشکال نداشت؛ بالاخره سودایی نبود اما در دولت قبل٬ سوداگری باب بود؛ سوداگری به معنای دنبال سود آنی و لحظه‌ای بودن و آینده را واگذاشتن.

با همین نگاه٬ به جای اینکه یارانه‌ها را به کارخانه‌ها بدهند٬ به مردم دادند. چرا؟ چون دنبال رأی مردم بودند، کاری به کار اشتغال و رشد نداشتند؛ به همین خاطر همه آمارها و شاخص‌های اصلی منفی شد آن هم در شرایطی که دولت 700 میلیارد دلار درآمد نفتی داشت. این پولها کجا رفت؟ هم «حیف» شد هم «میل».

دومین نکته حائز اهمیت انتخابات سال 92 برای اصلاح‌طلبان چه بود؟
«تقلیل مرارت». بنده در ماههای منتهی به انتخابات٬ با عقلای قوم نشست مشورتی داشتم. حرف همه این بود که فعلاً مسأله جدی کشور٬ «مردم» و «تقلیل مرارت» آنهاست. بیکاری٬ فساد گسترده٬ چاپ بی‌رویه اسکناس و...باعث مرارت مردم شده بود. نرخ رشد اقتصادی٬ منفی 5 درصد بود و نرخ بیکاری حدود 13 – 14 درصد بود. البته این عددی بود که دولت اعلام کرد و نرخ واقعی بیشتر از این حرفها بود. آمارهای وحشتناک در این زمینه‌ها ما را به این نتیجه رساند که فارغ از اینکه کدام گروه چه می‌گوید٬ برای «تقلیل مرارت» مردم وحدت کنیم.

با توجه به آنچه در ابتدای بحث گفتید به نظر می‌رسد معتقدید تصمیم‌گیری اصلاح‌طلبان در حمایت از روحانی٬ ناشی از راهبرد عقلانی بود؛ به عبارت دیگر اولویت اصلاح‌طلبان حمایت از نامزدی بود که در صورت پیروزی با موانع کمتری برای حل شکلات مواجه شود. این نگرش٬ منتقد یا مخالفی جدی درون اردوگاه اصلاح‌طلب داشت؟
چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب٬ انتقادی نداشتند. حتی یک عده از بچه‌های زندان هم به روحانی رأی دادند. مستند این جمع‌بندی که روحانی قادر است مشکلات را حل کند٬ چه بود؟ شعارهایش یا پیشینه‌اش؟ برای رفتن به پاستور٬ شخص باید ویژگی‌های خاصی داشته باشد. یکی این است که پاستوریزه باشد. علاوه بر این٬ مزیت آقای روحانی این بود که بشدت با احمدی‌نژاد زاویه داشت. نکته مهم برای ما این بود که او را می‌شناخت.

به تعبیر یک فعال سیاسی٬ روحانی٬ احمدی‌نژاد را مهندسی معکوس کرد.
یکی روحانی٬ احمدی‌نژاد را خوب می‌شناخت و یکی هم هاشمی. بعد هم ما اصلاح‌طلبان٬ البته ما حتی زودتر از آقای هاشمی و روحانی به ماهیت آقای احمدی‌نژاد پی برده بودیم.

اصلاح‌طلبان در آن برهه با آقای روحانی دیدار هم داشتند؟
بله٬ دیدار داشتند؛ اما من نرفتم چون نمی‌توانستم جایی بروم ولی تلفنی با آقای روحانی صحبتی کردم. این مکالمه موقعی بود که هنوز آقای هاشمی ثبت‌نام نکرده بود و آقای روحانی هم نظرش این بود که آقای هاشمی به میدان نمی‌آید.

آیا مشابه گرایش به عقلانیت اصلاح‌طلبان در اردوگاه اصولگراها هم وجود داشت تا طیفی از آنان را مجاب کند رأی خود را به نفع روحانی به صندوق واریز کنند؟
بله. آقای ناطق هوادار روحانی بود؛ در جامعه روحانیت مبارز هم افراد زیادی بودند که به روحانی رأی دادند. بخشی از اصولگرایان هم می‌خواستند خودشان را از احمدی‌نژاد جدا و بازتعریف کنند و با این هدف٬ گزینه روحانی را انتخاب کردند.

یعنی بر این باور بودند با حمایت از بقیه نامزدها این اعلام برائت از احمدی‌نژاد اتفاق نمی‌افتد؟
نه٬ فقط با حمایت از روحانی می‌شد این کار را کرد. برای همین آنها بشدت با جلیلی مخالف بودند. اینکه چرا با جلیلی مخالفت می‌کردند دلیلش این بود که می‌خواستند بگویند ما شبیه دیروزمان نیستیم. می‌خواستند با حمایت از روحانی آن سابقه ناخوشایند هشت ساله همراهی با احمدی‌نژاد را از دامنشان پاک کنند. بعضی‌ها گفتند در دوره دوم نامزدی احمدی‌نژاد ما از او حمایت نکردیم و به او رأی ندادیم. حتی برخی از آنان امروز میگویند که ما در دوره اول او هم به احمدی‌نژاد رأی ندادیم و از او حمایت نکردیم. اگر چنین باشد٬ معلوم نیست احمدی‌نژاد از کجا رأی آورد.

ریشه این تفکر مشترک برای حل مسائل کشور کجا بود؟
موضوع اصلی «منافع ملی» بود؛ موضوعی که همه باید به آن ملتزم باشند٬ اما احمدی‌نژاد به آن التزام نداشت و فکر کنم درکی از این موضوع هم نداشت. زمان جنگ٬ همه در یک سنگر بودند. چپ و راست وجود نداشت؛ مصلحت کشور و منافع ملی ایجاب میکرد همه کنار هم بایستند. الان هم اگر داعش به سوی مرزهای ایران نظر داشته باشد٬ همین اتفاق قطعاً خواهد افتاد.

تفکر و شیوه اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری٬ در انتخابات مجلس قابلیت تکرار دارد؟
انتخابات مجلس با ریاست جمهوری فرق دارد٬ انتخابات ملی با انتخابات محلی متفاوت است.

الان پیشنهادهایی شده تا اصلاح‌طلبان فهرست مشترک بدهند و در شهرهایی که یک نماینده می‌فرستند یک نامزد معرفی کنند.

حرف تا عمل فرق می‌کند٬ در عمل باید ببینیم تا چه حد دست اصلاح‌طلبان را برای معرفی کاندیدا بازخواهند گذاشت و چه کسانی در صحنه انتخابات می‌مانند.

به هرحال تلاش‌هایی برای الگوگرفتن از انتخابات ریاست‌جمهوری در جریان است ٬ بسیاری معتقدند خوب است اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گراها و عقلای راست به فهرستهای واحد دست پیدا کنند. با توجه به واقعیتهای موجود ایران٬ چنین ایده‌ای را اجرایی می‌دانید؟
یک طرحی به مجلس بردند برای استانی کردن انتخابات که شانس زیادی برای نهایی شدن ندارد یا دست کم به انتخابات امسال نمی‌رسد. شما فرض کنید که انتخابات استانی شده باشد و هر استان یک حوزه انتخابیه حساب شود. چند نفر را می‌شود گرفتار یک حوزه کرد؟ نمی‌شود.

چرا نمی‌شود؟
به علت تفاوت‌هایی که در مناطق و شهرستان‌ها وجود دارد و اینکه مردم باید نسبت به نماینده‌ای که رأی می‌دهند٬ شناختی داشته باشند. وقتی انتخابات محلی است امکان شناخت بیشتر است٬ مگر دنیا تجربه این کار را ندارد؟

یعنی شما نظرتان این است که انتخابات سراسری شود؟
چرا این کار را نکنیم؟ دنیا چه می‌کند؟ کشورهای اروپایی چه می‌کنند؟ در ترکیه چه می‌کنند. در ترکیه کل کشور را یک حوزه می‌بینند. منتها مردم به فرد رأی نمی‌دهند؛ به نشان حزب رأی می‌دهند. آنها به حزب رأی می‌دهند و این حزب است که افرادش را به مجلس می‌فرستد. یک حزب 10 کرسی به دست می‌آورد و حزب دیگر 20 کرسی. حزب برنامه می‌دهد و مردم به برنامه‌ها رأی می‌دهند. پارلمان متشکل از احزاب مختلف است. حالا راست باشند یا چپ٬ اصلاح‌طلب باشند یا اصولگرا باید در پارلمان ائتلاف کنند.

در جریان انتخابات سال 92 فضای سردی حاکم بود٬ اما این فضا در روزها و ساعات پایانی منتهی به انتخابات شکسته شد. دلیل آن تغییر فضا چه بود؟
مناظره‌ها مؤثر بود. صدا و سیما هم کارش بد نبود٬ اذیت کرد٬ اما نه زیاد. به این نتیجه رسیدند که بگذارند آن شش نفر هم باشند. نهادهای دیگر نیز چندان دخالت نکردند٬ البته تخلف همیشه هست، منتهی چندان تعیین‌کننده نبود.

یکی این بود و دیگری نگرانی از «پایداری‌»ها بود. پایداری‌ها خیلی تلاش کردند که بگویند ما رأی می‌آوریم٬ القا کنند نظر حاکمیت به جلیلی است اما این ادعا٬ آنقدر که انتظار داشتند٬ تأثیر نگذاشت.
منبع:فرارو




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : حجاریان، احمدی نژاد، دولت، روحانی، اصلاح طلبان، انتخابات مجلس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 15 مرداد 1394
Mohammad Chehregani
این روزها نامه ای در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی میان مخاطبان رد و بدل می شود که عنوان آن "نامه احمدی نژاد به روحانی برای دعوت او به مناظره" است.

عبدالله احمدی: اگر چه این نامه در این گروهها به عنوان نامه ای جدید و در فضای پس از توافق هسته ای و همچنین شکایت رئیس دولت دهم از معاون اول رئیس جمهور مطرح شده است اما با اولین جستجوی عنوان نامه در یکی از موتورهای جستجوگر، مشخص می شود که تاریخ این نامه متعلق به آذر 1392 است که از شب گذشته بازنشر شده و کاربران فضای مجازی را به اشتباه انداخته است.

اما این نامه واکنش احمدی نژاد به گزارش 100 روزه حسن روحانی از دولت یازدهم {اینجا} است. رئیس دولت یازدهم به وعده انتخاباتی خود در اولین ماههای آغاز به کار دولت تدبیر و امید خود عمل کرده و در تاریخ ششم آذر 92 در تلویزیون ظاهر شده و گزارش فعالیت 100 روزه دولت را به مردم ارائه داد. در این گزارش که در واقع بخشی از آن آگاهی بخشی به مردم نسبت به اقدامات دولت سابق بود، روحانی تصریح کرد: «دولت نهم و دهم در هشت سال گذشته پر درآمدترین دولت بوده و 750 میلیارد دلار درآمد ارزی و نفت و گاز داشته که رقم بی‌سابقه بوده اما متأسفانه بدهکارترین دولت بوده است». روحانی البته در ادامه سخنانش گفت: «مشکلات اقتصادی ما عمدتاً ناشی از بی‌تدبیری بوده است نه تحریم‌ها و کسی که می‌‌گفت قطعنامه‌ها کاغذپاره‌ای بیش نیست، وابستگی ما به واردات را بیشتر کرد در حالیکه وقتی در قدرت‌ها در حال مبارزه هستیم، باید به خود متکی باشیم.»

وی البته در این بخش از سخنانش نیز گفت:«البته دولت قبل برای خیلی‌ها هم شغل ایجاد کرد که چینی‌ها و کره‌ای ها بودند!»

با این حال، اگر چه برخی رسانه های حامی احمدی نژاد و منتقد دولت روحانی از این گزارش به عنوان محاکمه دولت نهم و دهم در رسانه ملی یاد کردند اما رئیس جمهور در گزارش خود سعی کرد به مردم بگوید که با توجه به مشکلاتی که از دولت گذشته برای دولت جدید به ارث گذاشته شده نباید انتظار رفع مشکلات کشور در سریع ترین زمان را داتشه باشند.

اما این گزارش با واکنش محمود احمدی نژاد روبرو شد و او را برآن داشت که دست به قلم برده و نامه ای به حسن روحانی بنویسد.

احمدی نژاد در این نامه از روحانی برای شرکت در مناظره ای صریح و روشنگر دعوت کرده و نوشته بود:  با آنکه اینجانب - حتی پس از شنیدن گزارش چند روز گذشته شما که بر" پایه" " انتساب عناوین غیرمنصفانه و بی پایه" به دولت های نهم و دهم شکل گرفته بود- به اقتضای مصالح کشور، بنا بر سکوت داشته و دارم، لکن به احترام تقاضاهای بی شمار گروه های مختلف مردم و از جمله صاحب نظران سیاسی و اقتصادی، لازم دیدم که از جنابعالی دعوت نمایم تا در فضایی کاملاً دوستانه و صمیمی، در مناظره ای صریح، اصولی و روشنگر در منظر افکار عمومی، ابهامات و حقایق ناب را آنطور که هست، مورد تصدیق و تاکید قرار دهیم تا از فرصت برداشتن گام های بلند و استوار در مسیر روبه جلوی کشور دریغ نشود.

وی درادامه مدعی شد: خدا را شاهد می گیرم که این دعوت نه بر اساس یک حس شخصی، بلکه بر مبنای احساس تکلیف دینی و ملی صورت می گیرد. وگرنه اینجانب و همکارانم در طول ۸ سال مسئولیت خود، زمانی که در عین تحمل بار سنگین خدمات کم سابقه در جای جای میهن اسلامی به موازات دشمنی های بیگانگان، حجم کم نظیر ناملایمات و بی مهری های برخی در داخل را به عشق ملت بزرگ ایران به جان پذیرفتیم، امتحان خود را به نیکی پس داده ایم. {متن کامل این نامه را اینجا بخوانید}.

این در حالی است که مردم در هشت سال گذشته نتیجه این "امتحان نیک" را با توجه به درآمدهای نفتی کلان و اختلاس های هزار میلیاردی سرسام آور در زندگی خود ندیدند و رئیس جمهوری که طی این سال ها ادعای پاکدستی مدیران خود را داشت، معاون اول و معاون اجرایی خود را به جرم فساد اقتصادی در زندان می بیند.

منبع:خبرآنلاین




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : احمدی نژاد، روحانی، نامه ی احمدی نژاد، فضای مجازی، دولت مهرورز، دولت بهار،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 14 مرداد 1394
Mohammad Chehregani

محمود احمدی‌نژاد رییس‌جمهور در آخرین لحظات مهلت قانونی در حالی در یازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری و چهارمین دوره انتخابات شوراهای شهر حضور پیدا کرد که ترجیح داد در جمع خبرنگاران در ارتباط با مباحث انتخاباتی صحبتی نکند و فقط با تبریک اعیاد شعبانیه بهترین سرنوشت برای ملت ایران و بشریت را از خداوند طلب کند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، رییس‌جمهور در حدود ساعت 17:20 دقیقه در حالیکه 40 دقیقه تا پایان رای‌گیری مهلت قانونی انتخابات باقی مانده بود به همراه الهام سخنگوی دولت و همچنین محمدرضا رحیمی معاون اول رییس‌جمهور به صورت سرزده در مسجد صاحب‌الزمان واقع در منطقه یافت‌آباد تهران جهت رای دادن حضور پیدا کرد .

برخی تحلیل گران بر آن بودند که عدم تایید صلاحیت کاندیدای مورد نظر رییس‌جمهور می تواند علت رای با تاخیر رییس جمهور باشد. اگر چه حضور در یکی از مناطق جنوب شهر و همراهی دیگر مقامات ارشد دولت الزاماً نمی تواند مفهوم نارضایتی تلقی شود ؛ اگرچه احمدی‌نژاد در انتخابات مجلس نهم نیز در حالیکه حامیان دولت رد صلاحیت شده بودند ترجیح داد که در یک اقدام خلاف معمول در بعدازظهر روز رای‌گیری در انتخابات شرکت کنند. این در حالی است که به طور معمول رسم است که روسای قوا در صبح روز انتخابات در رای‌گیری شرکت می‌کنند.

احمدی‌نژاد در هنگام حضور در صف مردم شرکت‌کننده در انتخابات حضور پیدا کرد و با مردمی که برای شرکت در انتخابات در این مسجد حضور داشتند خوش و بش کرد.

او سپس با گرفتن تعرفه انتخابات شورای شهر و همچنین ریاست‌جمهوری در گوشه‌ای خلوت به نوشتن اسامی کاندیداهای مورد نظر خود در انتخابات پرداخت.

احمدی‌نژاد برای نوشتن کاندیداهای مورد علاقه خود در انتخابات شورای شهر از لیستی که قبلا تهیه کرده بود استفاده کرد و بر اساس آن لیست کاندیدای مورد نظر خود را نوشت.

دقایقی بعد نیز معاون اول رییس‌جمهور و سخنگوی دولت در نیمکت کنار رییس‌جمهور برای نوشتن اسامی کاندیداهای مورد نظر خود حضور پیدا کردند و رحیمی نیز از روی یکی از لیست‌های انتخابات شورای شهر اسامی کاندیدای مورد نظر خود را نوشت. الهام نیز از روی برگه‌ای که قبلا تهیه کرده بود اسامی کاندیداهای مورد نظر خود را نوشت و بعضا در هنگام نوشتن آرا در حالیکه شیخان معاون ارتباط و اطلاع‌رسانی دفتر رییس‌جمهور در کنار او نشسته بود صحبت‌ها و مشورت‌هایی در مورد اسامی کاندیداها بین این دو انجام می‌گرفت.

احمدی‌نژاد در موقع نوشتن اسامی کاندیدای مورد نظر خود کاغذی که بر روی آن اسامی کاندیداهای خود را نوشته بود به گونه‌ای گرفته بود که کسی متوجه اسامی کاندیدایی که در حال نوشتن بودن است، نشود.

در حالیکه رییس‌جمهور و همراهان وی در حال نوشتن اسامی کاندیداهای مورد نظر خود بودند مردم حاضر در مسجد نیز از دور در حال مشاهده رییس‌جمهور بودند و بعد از پایان نوشتن اسامی کاندیداها و قبل از اینکه رییس‌جمهور تعرفه خود را در صندوق بیندازد تعدادی از مردم حاضر در مسجد با او گفت‌وگو کردند.

احمدی‌نژاد پس از این‌که رای خود را به صندوق انداخت، در جمع خبرنگاران فقط به تبریک گفتن اعیاد شعبانیه از جمله نیمه شعبان اکتفا کرد و از خداوند متعال خواست که رحمت و لطف خود را بر ملت ایران و جامعه بشری نازل کند و بهترین سرنوشت رقم بخورد.

احمدی‌نژاد در حالی از پاسخ به سوال خبرنگاران در ارتباط با انتخابات ریاست‌جمهوری خودداری کرد که در دو مرحله انتخابات مجلس نهم نیز از مصاحبه با خبرنگاران در ارتباط با انتخابات خودداری کرد.

ایسنا





نوع مطلب : سیاسی، انتخابات ریاست جمهوری، 
برچسب ها : انتخابات، ریاست جمهوری، انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات یازدهم، احمدی نژاد، رئیس جمهور، غلامحسین الهام،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 24 خرداد 1392
Mohammad Chehregani
محال است بتوان در مورد 8 سال اخیر و خصوصا از سال 1388 تا کنون مطلبی نوشت بدون در نظر گرفتن اتفاقات سیاسی اجتمائی از سال 1357 تا 1384
ولی سعی میکنم به زبان ساده و با گریز های اجمالی از بسط دادن وقایع 8 سال اخیر و ارتباط با سالهای قبل از ان پرهیز کنم

قبل از ادامه بحث بایستی افراد شاخص این گروه های سیاسی را معرفی و دسته بندی کنیم

ما در ایران سه گروه سیاسی مهم داریم

1- جناح راست موسون به اصولگرا که معتقد است اساس و مبانی انقلاب سال 1357 باید تا به اخر حفظ شود و هیچ تغییری در این اصول جایز نیست

2- جناح چپ موسوم به اصلاح طلب که معتقد است ضمن حفط نظام جمهوری اسلامی ، قوانین حاکم بر جامعه میتواند و باید به مرور تغییر کند و اصلاح شود تا جامعه بتواند پیشرفت کند

3- جناح میانه رو موسوم به محافظه کاران سنتی که نماد خاص ان روحانیت سنتی هستند و اعتقاد دارند که باید هم اصول بنیادی حفظ شود و در مقاطعی اصلاحات نیز انجام داد


قدرت سیاسی و نظامی ایران توسط این سه گروه به مدت 34 سال دست به دست شده است

شاخص اصلاح طلبان اقای سید محمد خاتمی است
شاخص جناح میانه رو اقای هاشمی رفسنجانی است
شاخص اصولگرایان در این 34 سال به شدت متغییر بوده و به نوعی نمیتوان شخص یا شاخصی را برای ان مشخص کرد که همین اولین دلیل مشکل ساز بودن این گروه است چون هرگز نوانسته اند شخصی را به عنوان رهبر جناح خودشان معرفی کنند که دست کم بتوانند 4 سال تحملش کنند و دست اخر او را خائن و یا منحرف و یا فنته گر ننامند


انتهای دو دوره حاکمیت گروه سیاسی اصلاح طلب به رهبری سید محمد خاتمی در سال 1384 با نوعی نارضایتی بخش بزرگی از مردم از این گروه سیاسی همراه بود

سال 1384 اقای احمدی نژاد اصولگرا شهردار تهران بود ولی نه در اندازه ریاست جمهوری بودند و نه ان سال قابلیت و توانایی این پست را داشتند
اقای هاشمی رفسنجانی رقیب انتخاباتی احمدی نژاد در ان سال بودند و در کمال تعجب بازنده شدند و اقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران شدند


همان سال حرف و حدیث هایی در مورد نتایج انتخابات مطرح بود و اقای کروبی و اقای هاشمی با اکراه پیروزی احمدی نژاد را پذیرفتند ولی دست اخر رقبا به او تبریک گفتند و انتخابات به خوبی و خوشی تمام شد و اصولگراها برنده ان انتخابات شدند

اقای کروبی و هاشمی رفسنجانی متوجه شدند که رای های اعتراضی ( کسانی که به وضع موجود معترض هستند و رای شان را به کسی میدهند که ساز مخالف با دولت وقت یا حاکمیت سر دهد ) به سبد اقای احمدی نزاد رفته و او پیروز شده است


اگر دقت کنید بحث و تنش سیاسی در ان سالها در متن جامعه موجود نبود ( حداقل تا سال 1386 و 1387 )

بخشی از مردم احساس کردند اقای احمدی نزاد بیش از اندازه بی برنامه و بی هدف است و فقط خوب شعار میدهد
مشکل دقیقا از همین جا شروع شد چون اصولگراها دیدند ممکن است شانس رای اوری نداشته باشند برخی از انها متوسل به استفاده از مفاهیم مذهبی و سوء استفاده از مقدسات جامعه مذهبی ایران شدند
برخی او را نظر کرده امام زمان نامیدند ، برخی او را یار نزدیک امام زمان و یار سید خراسانی نامیدند
برخی برای او هاله نورانی و مقدس ساختند و خیلی مسائل دیگر که اکثرا خودتان شنیده و دیده اید

این دوستان که طالب قدرت سیاسی دوباره بودند به هیج عنوان فکر نکردند که اگر خدای نکرده روزی ایشان ( احمدی نزاد ) دروغی بگوید و یا خطایی بکند ( که برای هر انسانی ممکن است پیش بیاید)با این لقب های مذهبی و هاله مقدسی که به ایشان داده اند ، چه بر سر اعتقادات مردم مذهبی ایران می اید

وقتی استفاده از مفاهیم مذهبی و مقدس نشان دادن ایشان اوج گرفت که اعتراضات بعد از انتخابات 1388 رخ داد
هر چه قدرت اعتراضات بیشتر میشد ، مقدس نشان دادن ایشان هم بیشتر میشد

این بزرگان واقعا به عاقبت این موضوع فکر نکردند و یا شاید عقل و شعور جمعیت جوان ایران را شوخی گرفتند
شاید هم تصور میکردند میشود با زور و یا فاکتور گذشت زمان حرف ها و لقب های مقدسی که به ایشان داده اند را مردم فراموش کنند
اما چنین نشد

اصولگراها امروز در چند دسته مختلف حضور پیدا کرده اند اما همگی در جدا کردن خودشان از دولت احمدی نژاد نهایت تلاش را میکنند

اقایان اصولگرا ، مگر شما ها نبودید که ادعا میکردید این شخص منتخب واقعی مردم است ، مگر این همه القاب و مقام های مذهبی را برایشان نساختید ؟

اصولگراها هیج مخالفتی را با خودشان نمیپذیرند و فورا برای گروه مقابل لغت و لقب میسازند
اول اصلاح طلبان را فتنه گر نامیدند
بعد دیدند که هنوز کم است و اصطلاحات بیشتری ساختند تا طیف بیشتری را مورد هدف قرار دهند مانند سران فتنه ، عاملین فتنه و دست اخر ساکتین فتنه

وقتی دولت احمدی نزاد بنا به خوی تندوری خودشان شروع به گردن کشی کردند ، باز هم لقب جدیدی ساختند به نام گروه انحرافی

اقای جلیلی در ادامه همین وضع چند روز پیش اصطلاح جدیدی را بر سر زبان ها انداختند به نام "تردید " و گفتند که برخی دشمنان داخلی در حال ایجاد حس تردید در بین مردم هستند

حضرات قدرت طلب ، خسته نشدید از بس دیگران را به هر چیزی که خواستید متهم کردید ؟


قدرت طلبان گرامی ، در 4 سال اخیر برای حفط قدرت فقط مردم را دسته بندی کردید
میشود کسی را پیدا کرد که در دسته بندی های شما نباشد
فتنه ، انحراف ، تردید

مطمعنم اگر فقط و فقط 2 سال دیگر در قدرت باشند دسته بندی های دیگری را هم اختراع میکنند
عجیب اینکه خودشان بعد از دعوا بر سر قدرت شروع به تقسیم بندی در بین خودشان میکنند و گروه ضعیف تر را از قدرت بیرون میکنند

ایا شما ادمه دهنده راه شهید بهشتی هستید که گفتند ما شیفتگان خدمت هستیم و نه تشنه گان قدرت

حضرات اصولگرا شما به دلیل استفاده از هر ابزاری برای در قدرت ماندن ، قافیه را باختید و مردم دیگر شما را نمیخواهند
امیدوارم به رای مردم احترام بگذارید و اجازه دهید ساختار جمهوری اسلامی ایران فدای قدرت طلبی شما نشود که بعید میدانم مردم با این فشار های سنگین اقتصادی فعلی تحمل صحنه ارایی و شعار را داشته باشند
منبع:آواکسنت




نوع مطلب : سیاسی، انتخابات ریاست جمهوری، 
برچسب ها : انتخابات، انتخابات ریاست جمهوری، رئیس جمهور، احمدی نژاد، اصولگرا، اصلاح طلب، میانه رو، هاشمی رفسنجانی،
لینک های مرتبط : آواکس نت،

       نظرات
پنجشنبه 23 خرداد 1392
Mohammad Chehregani