تبلیغات
زندگی آنلاین - مکالمه تلفنی روحانی و احمدی‌نژاد!
 
زندگی آنلاین
نگاهی نو به زندگی دیجیتالی
درباره وبلاگ


هرکسی که دوست داشت در این وبلاگ نویسندگی کنه،شرایط خودش را در فرم تماس با ما اعلام کنه و همچنین ایمیل تون رو قرار بدید تا باهاتون تماس بگیریم.

مدیر وبلاگ : Mohammad Chehregani
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پوریا عالمی در شماره روز پنجشنبه روزنامه شرق یک مکالمه تلفنی فرضی بین حسن روحانی و محمود احمدی‌نژاد را در قالب طنز روایت کرده است.

به گزارش ایسنا، عالمی نوشت: «حسن، دولتی به کرایه گرفته بود. درزهای اقتصاد بسیار صدا می‌کرد. به مستاجر قبلی زنگ زد و گفت: ببخشید، شما قبلا اینجا زندگی می‌کردید؟

مستاجر قبلی گفت: صدا؟ صدا نمی‌آید که.

حسن گفت: اینکه صدایش را درنمی‌آوردید با اینکه صدا ندهد، فرق دارد.

محمود گفت:‌ ای بابا. پس صدایش درآمد؟

حسن گفت: بله. ساز شما از آن سازها بود که صدایش فردا در می‌آید.

محمود گفت: دیگه داری گُنده‌ش می‌کنی‌ها. اگه راست می‌گویی بگو ببینم مشکل خانه چیست؟

حسن گفت: بدهی شما به سیستم بانکی بیش از 74 هزار میلیارد تومان، بدهی‌ات به صندوق تامین‌ اجتماعی 60 هزار میلیارد تومان، بدهی به بخش خصوصی 55 هزار میلیارد تومان و تعهدات سفرهایی که رفتی شهرستان 211 هزار میلیارد تومان، تعهد پروژه‌های عمرانی که دادی 400 هزار میلیاردتومان است.

محمود گفت: خب؟ برای همین زنگ زدی؟ اینها که چیزی نیست.

حسن گفت: نه، برای پول آب و برق و تلفن زنگ زدم. چرا آنها را ندادی؟ دارند قطع می‌کنند.

محمود گفت: چقدر آمده؟

حسن گفت: 225 هزار تومان.

محمود گفت: حسن آقا؟ یعنی به‌ خاطر 225 هزار تومان داری داد و‌ قال‌ راه میندازی؟ قبضش را بفرست خودم پرداختش کنم.

حسن پشت تلفن مبهوت شد. گفت: معذرت می‌خواهم. واقعا 225 هزار تومان ارزشش را ندارد.

محمود گفت: عیبی ندارد. یکی را بیاور دستی به سر و روی کشور بکشد، درست می‌شود. الان یکی هست هفته‌ای یک‌ بار می‌آید خانه ما را نظافت می‌کند 40 هزار تومان می‌گیرد. بگویم بیاید کشور را درست کند؟ خرجش 40 هزار تومان است. راستش من خودم وقتی مستاجر دولت بودم، همیشه می‌گفتم، همین بابا می‌آمد و دستی به سر و روی مصوبات می‌کشید. ما که خیلی راضی بودیم.

حسن گفت: خسته نباشی. همان استادکاری‌ها زهوار خانه را شل کرده.

محمود گفت: خب برو یک بنا بیاور.

حسن گفت: رفتم دور میدان یک اوستا بنا آوردم خانه را تعمیر کند. وقتی خانه را دید گفت این خانه 16سال طول می‌کشد تعمیر شود.

محمود گفت: جدی؟ اگر هشت‌ سال دیگر فرصت داشتم درستش می‌کردم ... .

حسن گفت: اگر هشت‌ سال دیگر فرصت داشتی که باید خانه را می‌کوبیدیم توی خیابان چادر می‌زدیم.

محمود گفت: چه با حال. آتش هم می‌توانیم درست کنیم و کباب بزنیم؟ به‌به ... به‌به ...

حسن گفت: شخصی خانه‌ای به کرایه گرفته بود. چوب‌های سقف بسیار صدا می‌کرد. به صاحب‌خانه از بهر مرمت آن سخن بگشاد. صاحبخانه پاسخ داد که چوب‌های سقف ذکر خدا می‌کنند. شخص گفت: نیک است اما می‌ترسم که این ذکر منجر به سجده شود.

و گوشی را قطع کرد ...»

منبع:شرق

به نقل از ایسنا





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : حسن روحانی، محمود احمدی نژاد، شرق،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 8 آذر 1392
Mohammad Chehregani
سه شنبه 28 شهریور 1396 07:47 قبل از ظهر
What's up, yes this paragraph is actually pleasant and I have learned
lot of things from it concerning blogging. thanks.
سه شنبه 14 شهریور 1396 05:50 بعد از ظهر
It's a shame you don't have a donate button! I'd definitely donate to this superb blog!
I guess for now i'll settle for book-marking and adding your RSS feed to my Google account.
I look forward to new updates and will share this blog with
my Facebook group. Talk soon!
سه شنبه 13 تیر 1396 02:36 قبل از ظهر
For the reason that the admin of this web site is working, no question very shortly it will be famous,
due to its quality contents.
دوشنبه 1 خرداد 1396 11:05 بعد از ظهر
I've been browsing online more than 3 hours today, yet I never found
any interesting article like yours. It's pretty worth enough for me.
In my opinion, if all web owners and bloggers made
good content as you did, the web will be a lot more useful than ever
before.
چهارشنبه 11 دی 1392 11:10 بعد از ظهر
شاهکار تدریس کسی که ریاضیات کنکور را 100% زد - فارغ التحصیل صنعتی امیرکبیرتهران - مبتکرمثلثات بی فرمول+محاسبات ذهنی کنکور | www.riazi100.ir
جمعه 8 آذر 1392 09:11 بعد از ظهر
انتخاب من تو بودی (هدیه) !!!! ، انتخابت من باشم ؟؟؟
Mohammad Chehreganiها!!!؟ O.o
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر