تبلیغات
زندگی آنلاین
 
زندگی آنلاین
نگاهی نو به زندگی دیجیتالی
درباره وبلاگ


هرکسی که دوست داشت در این وبلاگ نویسندگی کنه،شرایط خودش را در فرم تماس با ما اعلام کنه و همچنین ایمیل تون رو قرار بدید تا باهاتون تماس بگیریم.

مدیر وبلاگ : Mohammad Chehregani
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در رابطه با چینش احزاب در مجلس دهم چیست؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 3 مرداد 1394
Mohammad Chehregani

فدراسیون جهانی فوتبال، پس از تحولاتی که در حوزه مدیریتی آن اتفاق افتاده بود اساسنامه پیشنهادی جدیدی تهیه و برای فدراسیون‌های فوتبال 209 کشور عضو خود در جهان ارسال کرد.

این اساسنامه با تغییرات عمده‌ای مواجه شده که  شاخص‌ترین آن حذف 17 کمیته از 26 کمیته موجود است. فیفا که معمولا سالی یک بار اساسنامه خود را تغییر داده و به روز رسانی می‌کرد، این بار به صورت ضرب‌الاجلی و با ایجاد کمیته‌ای و به منظور کوچک‌سازی ساختار تشکیلاتی خود، اساسنامه‌ای پیشنهاد کرده است که نسبت به تحولاتی که تا کنون در اساسنامه های فیفا ایجاد شده بود، غیر منتظره است.

در این اساسنامه 17 کمیته کمیته حذف شده و 87 ماده در اساسنامه فیفا به 75 ماده کاهش پیدا کرده است.

فیفا اساسنامه خود را شخم زد/ حذف 17 کمیته و12 ماده و الزام همه فدراسیون ها به اصلاح فوری

برخی از مهمترین این تغییرات به قرار زیر است:

- کمیته اجرایی که همان هیأت رئیسه است به شورای اجرایی فیفا تغییر نام یافته است.

- احترام به حقوق بشر برای اولین بار در اساسنامه ذکر شده است.

- در ماده‌ای که عدم تبعیض نژادی و قومی را ذکر می‌کند به عدم بی‌احترامی به معلولین نیز اشاره شده است.

 - برای اولین‌بار در اساسنامه ذکر شده است که کنفدراسیون‌ها و فدراسیون‌های فوتبال چه موادی را در اساسنامه خود وارد کنند.

- فیفا خواسته تا کشورها بخش بازرسی فدراسیون ها را تقویت کنند.

 - به صراحت در این اساسنامه آمده است که 6 کنفدراسیون جهان در مجمع حق رأی ندارند.

- به ارکان فیفا بازرسان مستقل و کمیته‌های مستقل نیز اضافه شده است.

- عنوان رئیس کمیته به گونه‌ای تغییر یافته که بانوان هم بتوانند به این سمت برگزیده شوند.

- تمامی کنفدراسیون‌ها به جز یوفا که 3 نایب رئیس در فیفا دارند هر کدام باید یک نایب رئیس دیگر را به فیفا معرفی کنند.

- بلامانع بودن حضور رئیس در تمام ادوار که توسط بلاتر نامحدود شده بود به 3 دوره کاهش پیدا کرده است. یعنی یک نفر چه متناوب و چه متوالی در تمام طول عمر خود فقط 3 دوره 4 ساله می‌تواند در فیفا ریاست کند.

- تمامی کمیته‌ها به جای رئیس به هیأت رئیسه گزارش خواهند داد.

- کمیته‌های امور مالی، حسابرسی، استراتژیک، فوتسال، فوتبال ساحلی، حقوقی و مقررات، باشگاه‌ها، سازماندهی مسابقات جام جهانی، فدراسیون‌ها، بازاریابی و پخش تلویزیونی، امنیتی، مسابقات جام کنفدراسیون‌ها، المپیک، زیر 20 سال، زیر 17 سال، جام جهانی بانوان، زیر 20 سال و زیر 17 سال بانوان به طور کامل حذف شده‌‌اند و هم‌اکنون فقط کمیته‌های امور مالی، توسعه فوتبال، سازماندهی مسابقات، سهامداران فوتبال، وضعیت بازیکنان، داوران، بازرسی و پزشکی کمیته‌هایی هستند که به مجمع اسفندماه پیشنهاد می‌شوند.

- ارکان قضایی به قوت خود باقیست و دارای دو رئیس مجزای بخش تحقیقات و قضایی است.

- بخشی از اختیارات دبیرکل کاهش پیدا کرده است.


 همچنین این مجموعه بدون امضای دبیر و رئیس فیفا که هر دو از کار برکنار شدند برای تمامی کشورهای جهان ارسال شده است و به خلاف تمامی دوره‌ها به کشورها ابلاغ شده که هیچ پیشنهادی در این مورد را نخواهند پذیرفت و تمامی بحث‌ها دراین خصوص را به جلسه 26 فوریه زوریخ موکول کرده‌اند.

از سوی دیگر برای اولین‌بار پیش‌نویس تغییرات روی سایت فیفا قرا گرفته است و رفتاری که با پیش‌نویس اساسنامه پیشنهادی فیفا شده است، شبیه رفتاری است که با اساسنامه‌های مصوب می‌شود، یعنی قبل از تصویب به معرض دید عموم گذاشته شده و رسانه‌ای شده است.

منبع:تابناک



نوع مطلب : ورزشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 25 دی 1394
Mohammad Chehregani




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 10 آبان 1394
Mohammad Chehregani
آب دومین ماده از لحاظ فراوانی در جهان هستی است. بیش از هر حلال دیگری مواد را در خود حل می‌کند. مقدار زیادی انرژی در خود ذخیره می‌کند. زندگی و حیات بدون آن ناممکن خواهد بود. هر چند که ۷۰ درصد سطح زمین را پوشانده است، اما بسیاری از مناطق زمین از وجود آن بی‌بهر‌ه‌اند. این ماده چیست؟


آب ماده‌ای است که اطلاعات زیادی در مورد آن داریم؛ چرا که ۷۵ درصد بدن ما را تشکیل می‌دهد. هر روز آن را می‌نوشیم، با آن حمام کرده و بسیاری لوازم خانه را با آن می‌شوییم. با این حال و با وجود داشتن اطلاعات فراوان، همچنان دانشمندان موفق به درک کامل آن نشده‌اند.

چه عاملی باعث بی‌نظیر بودن آب می‌شود؟

در طول تاریخ آب به عنوان یکی از چهار عنصر اساسی در کنار هوا، خاک و آتش در زندگی انسان‌ها شناخته شده است. در قرن ۱۸ میلادی بوده که آنتوان لاوازیه با گذراندن جریان الکتریسیته از درون آب متوجه شد که این ماده از دو عنصر هیدروژن و اکسیژن تشکیل شده است.

فرمول آب H2O است. یکی از ویژگی‌های بی‌نظیر آب را می‌توان در پیوند هیدروژنی آن یافت جایی که پیوندها به طور پیوسته بین اتم اکسیژن دارای بار منفی کم و اتم‌های هیدروژن دارای بار مثبت کم، بوجود آمده و تغییر مکان می‌دهد. به این دلیل است که مولکول‌های آب بسیار بیشتر از دیگر مولکول‌ها یکدیگر را جذب می‌کنند.

بقیه در ادامه ی مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقاله های آموزشی، 
برچسب ها : آب، چرخه ی آب، مولکول آب، یخ، مطلب علمی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 22 مهر 1394
Mohammad Chehregani
جمهوری دموکراتیک تیمور شرقی (به انگلیسی: East Timor Democratic Republic of) کشوری است واقع در جنوب شرق آسیا، کنار دریای باندا، دریای تیمور و دریای فلورس، شرق ایالت سوندای شرقی اندونزی، جنوب مجموعه جزایر ملوک اندونزی و شمال غرب استرالیا،

پایتخت آن دیلی است. تیمور شرقی بیش از یک میلیون جمعیت دارد که اکثر آنان مسیحی کاتولیک هستند. در جریان خشونت‌ها در سال ۱۹۹۹ بیش از یک هزار نفر کشته و عده زیادی بی خانمان شدند. بیشتر موارد نقض حقوق بشر و خونریزی‌ها در تیمور شرقی در سال ۱۹۹۹، نتیجه اقدامات شبه نظامیان مسلح بوده و ارتش اندونزی مسئول مسلح کردن و متشکل کردن این شبه نظامیان بوده‌است.

تیمور شرقی تا سال ۲۰۰۲ میلادی از جمله استان‌های اندونزی بود و در پی قیام ها و شورش های استقلال طلبانه از این کشور جدا شد، سرانجام ۲۰ مه ۲۰۰۲ میلادی تیمور شرقی از اندونزی اعلام استقلال کرد.مردم این کشور کوچک طی همه‌پرسی عمومی و زیر نظارت نیروهای حافظ صلح ملل متحد، در سال ۲۰۰۲ به استقلال خود از اندونزی رای دادند.
تاریخ

در سال ۱۹۹۹ مردم تیمور شرقی با شرکت در یک همه پرسی که تحت نظر سازمان ملل برگزار شد به استقلال از اندونزی رای دادند. نتیجه این همه پرسی واکنش خشونت آمیز شبه نظامیان طرفدار اندونزی را به دنبال داشت. اقدامات شبه نظامیان با ورود یگان‌هایی از ارتش استرالیا، که بر اساس قطعنامه شورای امنیت به این سرزمین اعزام شده بودند، خاتمه یافت اما در جریان خشونت‌ها، بیش از یک هزار تن از اهالی تیمور شرقی کشته شدند.

با خروج نیروهای اندونزی از تیمور شرقی، اداره امور این سرزمین به طور موقت برعهده نماینده سازمان ملل قرار گرفت و روز ۲۰ ماه مه سال ۲۰۰۲، تیمور شرقی به عنوان یک کشور مستقل مورد شناسایی بین‌المللی قرار گرفت.

پرچم

بقیه در ادامه ی مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب : معرفی کشورها، 
برچسب ها : کشورهای کوچک، کشورهای جنوب شرف آسیا، تیمور شرقی، معرفی کشورها، جزیره های مستقل،
لینک های مرتبط : تیمور شرقی در ویکی پدیا،

       نظرات
شنبه 24 مرداد 1394
Mohammad Chehregani
جمهوری نائورو (Nauru) کشور جزیره‌ای و کوچک در منطقه میکرونزی قارهٔ اقیانوسیه است. نائورو در اقیانوس آرام جنوبی واقع شده و پایتخت آن یارن است. نائورو در قدیم «جزیره دلپذیر» (Pleasant Island) نامیده می‌شد و در سال ۱۹۶۸ مستقل شد.

زبان‌های رسمی این کشور انگلیسی و نائورویی هستند و واحد پول رایج در آن دلار استرالیا است. نائورو با ۹۳۰۰ نفر جمعیت، کم‌جمعیت‌ترین کشور جهان پس از واتیکان است. کشور نائورو هم‌چنین با ۲۱ کیلومتر مربع مساحت، کوچک‌ترین جمهوری در جهان است. نزدیک‌ترین همسایه آن جزیره بانابا در کشور کیریباتی است که در ۳۰۰ کیلومتری شرق نائورو واقع شده‌است.

۵۸ درصد از مردم نائورو از قوم نائورویی هستند که آمیزه‌ای است دو نژاد پلینزیایی و میکرونزیایی. ۲۶ درصد از مردم این کشور از تبار جزایرنشینان اقیانوس آرام، ۸ درصد اروپایی‌تبار و ۸ درصد نیز چینی هستند. دین اصلی مردم این کشور مسیحیت است. ۱۰ درصد از مردم نائورو نیز بهایی هستند که با این حساب این کشور بالاترین درصد بهاییان نسبت به جمعیت در میان کشورهای جهان را دارد، ۹ درصد از جمعیت نائورو نیز بودایی و ۲٫۲ درصد مسلمان هستند.

در ۱۸۸۸، به دنبال درخواست حفاظت آلمانی‌های مقیم این جزیره طی ناآرامی بین ۱۲ طایفهٔ نائورو، آلمان این جزیره را ضمیمه کرد. در ۱۹۱۴، استرالیا نائورو را تسخیر کرد و ادارهٔ آن را - به غیر از مدت اشغال ژاپنی‌ها (۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵) - تا زمان اعطای استقلال در ۱۹۶۸، به عهده داشت.


ادامه مطلب


نوع مطلب : معرفی کشورها، 
برچسب ها : نائورو، استرالیا، پناهجویان ایرانی، اقیانوس آرام، کشورهای جزیره ای، کشورها،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 24 مرداد 1394
Mohammad Chehregani
 در پی انتشار مطلبی درباره معاون اول رییس جمهور در سرمقاله روزنامه رسالت تحت عنوان «فایده سیاه نمایی چیست؟»، دفتر معاون اول رییس‌جمهور در راستای تنویر افکار عمومی، جوابیه‌ای را به این روزنامه ارسال کرد که در شماره روز شنبه آن به چاپ رسیده است.

در پاسخ اعلام شده آمده است که تاکنون هیچ گاه، هیچ‌گونه ارجاعی از سوی محاکم حقوقی و قضائی از جمله دیوان محاسبات کشور در این مورد به شخص آقای دکتر اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور، نه در سالهای پیشین و نه اکنون صورت نگرفته است و در نتیجه حکمی نیز در این مورد صادر و ابلاغ نشده است. یادداشت رسالت را در اینجا بخوایند

متن این جوابیه به شرح زیر است:

جناب آقای مهندس نبوی

مدیر مسئول محترم روزنامه رسالت

سلام علیکم

احتراماً پاسخ زیر را در مورد ادعایی که در سرمقاله روزنامه رسالت به قلم آقای محمدکاظم انبارلویی تحت عنوان "فایده سیاه نمایی چیست؟" (مورخ ۹۴/۳/۲۵) مطرح شده، وفق قانون مطبوعات درج نمایید.

ادعای مطرح در سرمقاله فوق الذکر، طی دو مرحله نامه نگاری خطاب به ریاست محترم دیوان محاسبات کشور استعلام شد. دیوان محاسبات کشور پس از بررسی کامل موضوع، طی دو نامه به شماره ۲۳/۱۱۳/۲۷۲/۸۶/م مورخ ۹۴/۴/۳ و نامه شماره ۲۵/۱۷۴/۹۴ مورخ ۹۴/۵/۶، پاسخ بررسی خود را اعلام کرده است.

در پاسخ اعلام شده است که تاکنون هیچ گاه، هیچ گونه ارجاعی از سوی محاکم حقوقی و قضائی از جمله دیوان محاسبات کشور در این مورد به شخص آقای دکتر اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور، نه در سالهای پیشین و نه اکنون صورت نگرفته است و در نتیجه حکمی نیز در این مورد صادر و ابلاغ نشده است.

لذا با توجه به واقعیت موجود ضرورت دارد آن جریده محترم در راستای تنویر افکار عمومی و از میان بردن زمینه سوئی که برای‌پرداخت های ناروای رسانه ای و انتساب مطالب غیر واقع علیه آقای دکتر جهانگیری معاون اول محترم رییس جمهور ایجاد شده است؛ نسبت به انتشار این توضیحات که بر مبنای واقعیت و مستندات می باشد، اقدام نماید.
منبع:ایسنا




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : روزنامه ی رسالت، جهانگیری، کاظم انبارلویی، مطبوعات،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 24 مرداد 1394
Mohammad Chehregani

وزیر اقتصاد دولت یازدهم، رکورددار دریافت کارت زرد از مجلس است، به این ترتیب که طیب‌نیا پس از گذشت چند ماه از عمر دولت اولین کارت زرد را در بین وزرای این دولت دریافت کرد و البته امسال با گرفتن سومین کارت زرد نیز به اولین سه کارته دولت تدبیر تبدیل شد.

به گزارش خبرنگار ایسنا، بهبود وضعیت اقتصادی کشور با تاکید بر مسئله کاهش تورم و دستیابی به رشد اقتصادی پس از سال‌ها رکود از جمله دستاوردهایی است که رییس جمهور مدام بر آن‌ها تاکید دارد و این در حالی است که نمایندگان مجلس سه بار و با سه سوال درباره اظهارات رئیس کل بانک مرکزی در راستای تضعیف ارزش پول ملی، وضعیت نابه سامان بورس تهران و در نهایت علت عدم اجرای مصوبه گشایش اعتبار با پیش پرداخت 30 درصد توسط بانک‌ها و البته افزایش مالیات اصناف خرد وزیر اقتصاد را تا پای استیضاح پیش بردند.

برخی معتقدند که در ماجرای استیضاح طیب‌نیا بیش از آنکه وضعیت اقتصادی کشور مطرح باشد، پای مسائل سیاسی وسط است، اما باید دید که آیا پرونده اقتصادی دولت یازدهم به اندازه کافی برای اخراج وزیر اقتصاد سنگین است یا خیر؟

دولت یازدهم پس از گذشت دو سال، برای برشمردن دستاوردها و دفاع از عملکرد خود بیش از هرچیز به موفقیت در زمینه‌های اقتصادی روی می‌آورد و در این مورد نیز بیش از هرچیز بر کاهش نرخ تورم، مثبت شدن رشد اقتصادی، حمایت از صادرات غیرنفتی، هدفمند کردن یارانه‌ها با حذف پردرآمدها و در نهایت کاهش تکیه بودجه بر درآمدهای نفتی به ویژه با ابزار افزایش درآمدهای مالیاتی تکیه دارد.

آمارهای کلان در این دولت و در مقایسه با عدد و رقم‌ها در دولت قبل نشان می‌دهد که دولت یازدهم توانسته تورم را تا حد بالایی کنترل کند و این نرخ را از مرز 40 درصد دولت سابق به 15 درصد کاهش و از سوی دیگر نرخ رشدی را که طی سال‌های پیاپی منفی مانده بود به مثبت سه درصد افزایش دهد.

وضعیت بورس از دیگر شاخص‌های مهم برای ارزیابی عملکرد دولت است که البته بهانه را برای شلیک دومین کارت زرد به وزیر اقتصاد به دست مجلسیان داده بود. حال بورس مساعد نیست و این را سهام داران به خوبی احساس می‌کنند، اما طیب‌نیا نظر متفاوتی در این مورد دارد.

در سه ماهه بهار سال جاری کمتر پیش آمده است که خبری در مورد مثبت شدن شاخص بورس به چشم بخورد روندی که سهامداران بورس را شاکی کرده‌ است، اما وزیر اقتصاد می‌گوید توصیه‌اش به تمام کسانی که سرمایه‌ای در دست دارند این است که آن را وارد بورس کنند و البته چندان به حال نامساعد بورس نیز اعتقادی ندارد و در آخرین اظهارنظرهای خود درمورد بورس می‌گوید رفتارهای هیجانی بورس را به هم می‌ریزد و سرمایه‌گذاران کلانی که از این رفتارها به دوراند ضرر نکرده‌اند.

راه حلی که وزیر اقتصاد در سال جاری برای مهار کردن این رکود در پیش گرفت، طبق پیش‌بینی کارشناسان نتوانست تاثیر بلند مدت داشته باشد. وزیر اقتصاد با توصیه به پنج بانک برای حمایت از بازار تلاش کرد بورس را بار دیگر مثبت کند، اگر چه این امر در مدت کوتاهی باعث رونق گرفتن تالار شیشه‌ای شد اما این تاثیرات چندان به طول نیانجامید.

توصیه کارشناسان بورسی اما به دولت این است که تغییری اساسی را در وضعیت اقتصادی کشور به وجود آورد چراکه وضعیت بورس منعکس کننده وضعیت رکودی حاکم بر اقتصاد است.

از جمله دیگر دستاوردهایی که وزیر اقتصاد به آن تاکید دارد افزایش درآمدهای مالیاتی است که البته همین اعتقاد به «پاک بودن درآمدهای مالیاتی» نیز طیب نیا را به سوی آخرین کارت زردش هدایت کرد.

اگر وزارت اقتصاد دولت یازدهم بخواهد یک جمع‌بندی از فعالیتهای خود طی دوساله گذشته ارائه دهد قطعا افزایش درآمدهای مالیاتی یکی از این دستآوردها خواهد بود، چرا که نقش کمرنگ مالیات به عنوان «پاک‌ترین درآمد» یک دولت از ابتدا مورد انتقاد طیب‌نیا بوده‌ است و یکی از عمده راه‌هایی که وی برای نجات اقتصاد ایران از بیماری هلندی معروف و کاهش تکیه بودجه به درآمدهای نفتی پیشنهاد می‌دهد افزایش همین درآمدهای پاک است.

این دولت که از همان ابتدای کار با مشکل قیمت پایین نفت مواجه شده‌ بود و به همین دلیل از دست‌یابی به بخشی از درآمدهای نفتی پیش‌بینی شده خود بازماند، ناچار به سراغ راه‌حل دیگری برای تامین بودجه رفت. روند افزایش درآمدهای مالیاتی در این دولت تا آنجا ادامه پیدا کرد که 11 ماهه سال گذشته بیش از 60 هزار میلیارد تومان از درآمدهای مالیاتی محقق شد، رقمی که 50 درصد در مقایسه با دوره مشابه سال قبل افزایش دارد.

اما این افزایش درآمدهای مالیاتی و البته طرح کلان وزارت اقتصاد با عنوان طرح جامع مالیاتی به مذاق همه خوش نیامد، تا آنجا که با فرارسیدن موعد ارائه اظهارنامه‌های مالیاتی صدای اعتراض اصناف به مالیات‌های تعیین شده بلند شد.

مسئولان سازمان امور مالیاتی با رد اتهاماتی که در مورد چند صد برابر شدن مالیات در برخی از اصناف مطرح می‌شود، از عدم شفافیت مالیاتی اصناف انتقاد دارند و البته سهم این بخش را در کل مالیات‌های کشور ناچیز می‌دانند.

معاون سازمان امور مالیاتی معتقد است که نه تنها آمارهایی که از سوی اصناف در مورد میزان رد اظهارنامه‌ها مطرح می‌شود درست نیست بلکه این سازمان حاضر است به صورت جداگانه به پرونده همه افرادی که شکایت دارند رسیدگی کند تا ثابت شود مالیات‌ها بر اساس ادعایی که مطرح می شود افزایش پیدا نکرده است.

از سوی دیگر میزان مالیات اصناف، بر اساس قانون مالیات‌های مصوب مجلس اخذ می‌شود که در همین زمینه طیب‌نیا هم در پاسخ به پذرپاش در صحن علنی مجلس به این مساله اشاره کرد و گفت: «من در خصوص مالیات‌ها قانون مصوب مجلس را اجرا می‌کنم».

برای جمع بندی آنچه در اقتصاد طی پیش از دوسال گذشته پیش آمده است، می توان گفت که اگرچه بسیاری از کارشناسان معتقدند کنترل وضعیت اقتصادی و عدم تکرار بحران‌های سابق از نتیجه تیم هسته‌ای دولت در مذاکرات و البته افزایش امیدواری و بهبود انتظارات مردمی نسبت به اقتصاد است، اما تیم اقتصادی دولت نیز طی این سال‌ها بر خلاف دولت سابق دست به اتخاذ تصمیمات اشتباهی نزده است که موجب برهم ریختگی اقتصاد شود.

از سوی دیگر، در سه ماهه اول سال جاری دولت روحانی به چند عملیات مهم در زمینه اقتصادی کشور دست زد که شامل حذف بخشی از یارانه‌بگیران و کاهش نرخ سود بانکی و تسهیلات می‌شود.

از جمله انتقادات دولت یازدهم به دو دولت قبل در زمینه سیاستهای اقتصادی افزایش هزینه‌ها و وظایف مالی دولت بود که البته پرداخت یارانه نقدی از جمله سنگین‌ترین این هزینه‌ها به حساب می‌آید.

بنابراین در سال جدید و پس از گذشت کمتر از دو سال از عمر دولت، وزارت اقتصاد تصمیم گرفت هزینه سنگین پرداخت یارانه را از دوش وزارت‌خانه‌اش کم و این ساختار را اصلاح کند.

اگرچه نظرات کارشناسی در مورد اصلاح ساختار یارانه‌ها متنوع و البته ایده طیب نیا نیز به عنوان یک کارشناس با آنچه که در حال اجرا است متفاوت است، با این حال وزیر اقتصاد روشی را برای حذف یارانه افراد پردرآمد در پیش گرفت که پیشنهاد مجلسی‌ها در این زمینه بود.

در نهایت طیب‌نیا به احتمال زیاد فردا در مجلس حاضر خواهد شد تا تکلیف استیضاح او روشن شود و این در حالی است که نخستین کارت زرد وزیر با عدم اقناع مجلسی‌ها از پاسخ به سوالی در مورد اظهارات رییس کل بانک مرکزی صادر شد که البته پاسخگویی نسبت به اقدامات و یا اظهارنظرهای رییس کل بانک مرکزی از نظر قانونی در حیطه وظایف وزیر اقتصاد تعریف نشده است، دومین کارت زرد در پی سوالی در مورد وضعیت بورس تهران بود و در نهایت انتقاد بذرپاش به وضعیت دریافت مالیات از اصناف خرد به صدور آخرین کارت زرد منجر شد.

حال باید دید آیا پرونده اقتصادی دولت یازدهم که وزیرش با بیشترین رای مجلسی‌ها به کرسی نشسته بود به اندازه کافی برای استیضاح سنگین شده است یا خیر؟
منبع:تابناک




نوع مطلب : سیاسی، اخبار مجلس، 
برچسب ها : استیضاح، رای اعتماد، مجلس شورای اسلامی، وزیر اقتصاد، طیب نیا، سیاست داخلی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 24 مرداد 1394
Mohammad Chehregani
اولین شماره ماهنامه دیپلمات به سردبیری کیهان برزگر منتشر شد.در این شماره اولین گفت وگوی محمدجواد ظریف پس از توافق وین به چاپ رسیده است.

محمدجواد ظریف در مصاحبه اختصاصی با دیپلمات اعلام کرد که اگر جان کری و اوباما نبودند توافق دشوارتر می شد. او در عین حال تصریح کرد که اگر دوران ریاست هیلاری کلینتون بر دستگاه دیپلماسی آمریکا برای چهار سال دیگر تمدید می شد ایران در طول مذاکرات هسته ای در شرایط متفاوتی قرار می گرفت. در بخش دیگری از این ماهنامه گفت وگوهای تفضیلی و اختصاصی با عباس عراقچی و حمید بعیدی نژاد اعضای ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای به چاپ رسیده است. عباس عراقچی به دیپلمات گفت: اگر اشتباهات تاکتیکی و گفتاری در گذشته نبود در حوزه هسته ای هزینه کمتری می دادیم. او در عین حال تاکید کرد که تصمیم نظام این نبود که با هزینه زیاد هسته ای شویم. حمید بعیدی نژاد نیز از چگونگی پروسه حذف تحریمها در جریان مذاکرات هسته ای سخن گفت.

در اولین شماره ماهنامه دیپلمات علاوه بر گفت و گوهای اختصاصی با اعضای ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای پرونده هایی نیز در مورد پیامدهای منطقه ای برجام، سیاست جدید ترکیه و همچنین چشم انداز همگرایی در اروپا و شیفت چین به سمت نظامی گری آمده است. دیپلمات همچنین پس از دو سال مطالبه رئیس جمهوری را در مورد لابی ایران در آمریکا در چارچوب پرونده ای تفضیلی پیگیری کرده است.

در بخش دیگری از این ماهنامه تخصصی سیاست خارجی و بین الملل پرونده ویژه ای به مناسبت سالگرد پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به چاپ رسیده است. در این بخش حسین علایی  به خدمات متقابل جنگ و دیپلماسی پرداخت و سیروس ناصری از گفت وگوهای محرمانه خود با برزان تکریتی برادرزاده ناتنی صدام رونمایی کرد.

همچنین در این نشریه پرونده ای برای سالگرد درگذشت هانس مورگنتا پدر علم روابط بین الملل با آثاری از قاسم افتخاری، حسین سیف زاد و ابراهیم متقی به چاپ رسیده است.

شیرین هانتر، کاوه افراسیابی، کابک خبیری، مصطفی زهرانی، محسن میلانی، متیو کرونیگ، عبدالرضا فرجی راد، محمو جمشیدی، رضا نصری، احمد موثقی، علی بیکدلی، سعید لیلاز، مصطفی هاشمی طبا، مهدی عسلی، موسی غنی نژاد، یحیی ال اسحاق، علی خرم، حسین علایی، ابراهیم متقی،سید محمد صدر، داوود هرمیداس باوند، جواد منصوری و هوشنگ حسن یاری از نویسندگان اولین شماره دیپلمات هستند.
منبع:عصر ایران




نوع مطلب : سیاسی، بین الملل، 
برچسب ها : انرژی هسته ای، ظریف، عراقچی، ماه نامه ی دیپلمات،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 24 مرداد 1394
Mohammad Chehregani
وزارت ارشاد از روزنامه «وطن امروز» به اتهام «انتشار اسناد دولتی و محرمانه» شکایت کرد.

به‌گزارش تسنیم، یک پایگاه خبری مدعی شد «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از روزنامه وطن امروز به‌دلیل انتشار اسناد دولتی و محرمانه شکایت کرده است».

براساس خبر سایت «ناطقان»، این شکایت روز 12 مرداد ماه جاری در دادسرای عمومی و انقلاب تهران ثبت شده و علت آن انتشار و افشای نامه محرمانه وزارت ارشاد به مدیران رسانه‌ها در خصوص نحوه انعکاس اخبار مربوط به مذاکرات هسته‌ای برجام عنوان شده است.

دی ماه سال گذشته نیز هیئت نظارت بر مطبوعات به‌دلیل انتشار تیتری درباره «مرگ شاه سعودی» که آن را مغایر مصوبات شورای عالی امنیت ملی تشخیص داده بود، به وطن امروز تذکر داده بود.

هیئت نظارت بر مطبوعات در هفته جاری نیز پس از بررسی عملکرد رسانه‌ها در خصوص مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5، هفته‌نامه «9 دی» را به‌دلیل انتشار مطالب انتقادی در این خصوص توقیف و پرونده آن را به دادگاه ارجاع داد؛ این هیئت همچنین در همین زمینه با استناد به تبصره (٢) ماده (٥) قانون مطبوعات و بند (8) ماده (6)، به روزنامه «کیهان» و سایت «رجا نیوز» تذکر داد.
منبع:فرارو




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : وزارت ارشاد، وطن امروز، توقیف، 9 دی، برجام، اخبار روزنامه ها،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 15 مرداد 1394
Mohammad Chehregani
سعید حجاریان در دومین سالگرد تشکیل دولت حسن روحانی، در گفت‌وگویی، به روایت دوران انتخابات پرداخت و با تاکید بر اینکه "در دولت پیشین «سودا» بر «عقلانیت» غلبه داشت و آن را از اعتدال و تعادل خارج کرده بود"، خاطرنشان کرد که خطر بازگشت سودازدگان، جدی است.

روزنامه ایران نوشت: حجاریان٬ چهره همیشه پر نفوذ اصلاح‌طلبان در گفت‌وگو با ما راوی روزهایی سرنوشت‌ساز شد. از دلایل تصمیم اصلاح‌طلبان برای مشارکت فعال در انتخابات سخن گفت و با تأکید بر اینکه در دولت پیشین «سودا» بر«عقلانیت» غلبه داشت و آن را از اعتدال و تعادل خارج کرده بود٬ به مرور وضعیت ناگوار کشور در آن روزگاران پرداخت و تأکید کرد که اصلاح‌طلبان به انتخابات وارد شدند تا برای «تقلیل مرارت» میهن و مردم با دیگر فعالان تحول‌خواه٬ وحدت کنند و در نهایت هم به گزینه حمایت بی قید و شرط و بدون سهم‌خواهی از نامزدی و دولت روحانی رسیدند. حجاریان٬ البته هنوز نگران است و هشدار می‌دهد تا زمانی که زمینه پذیرش باقی است٬ خطر بازگشت سودازدگان هم جدی است. پاسخ‌های او به شیوه همیشگی٬ کوتاه اما حاوی نکاتی تأمل‌برانگیز است.

بخش‌هایی از این گفت‌وگو در پی می‌آید:

راهبردهای اصلاح‌طلبان در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری چه بود؟
انتخابات 24 خرداد برای اصلاح‌طلبان از دو بعد اهمیت داشت؛ بعد نخست بازگشت به «عقلانیت» بود. بنده پیشتر هم گفته‌ام دولت قبل «سودایی» بود؛ دولت٬ نماینده عقل است؛ اما در دولت پیشین «سودا» بر «عقلانیت» غلبه داشت و آن را از اعتدال و تعادل خارج کرده بود. برای نمونه رئیس دولت قبل یکبار اعلام کرد دانشمندی داریم که به صحرا نگاه می‌کند و با همان نگاه تشخیص می‌دهد زیر زمین کجا معدن مس است و کجا معدن آهن.

این روایت موثق است؟
بله فیلمش هم هست. من پس از جستجوی فراوان متوجه شدم این فرد٬ شخصی است که رئیس دولت٬ ایشان را به وزیر بهداشت و درمان کابینه‌اش معرفی می‌کند تا وزیر امکانات مورد نیاز را در اختیار ایشان قرار دهد.

این آقای حکیم هم از وزیر برای راه‌اندازی یک مرکز تشخیص درخواست وام می‌کند. مرکزی که قرار بود در آن با نگاه و ورانداز کردن بیماران آنها را «سیتی‌اسکن» و «ام.آر.آی» کند. این حکیم مدعی بود که می‌تواند با نگاه‌کردن از مغز سر تا نوک پا مثل اسکن کردن سلولها و غدد سرطانی را تشخیص دهد و حتی تشخیص دهد آیا تومور بدخیم هم دارد یا نه! همان موقع وزیر بهداشت واکنش نشان می‌دهد و می‌گوید اینها همه خرافه است و همین ماجرا٬ یکی از دلایل برکناری آن وزیر میشود.

نمونه دیگر تأسیس دانشکده‌ای به نام «علوم و فنون نوین» در کنار دانشکده بسیار با سابقه فنی دانشگاه تهران بود. دانشکده فنی دانشگاه تهران محل انباشت 80 سال تجربه است. اما سال 1388 به موازات این دانشکده٬ دانشکده جدید «علوم و فنون نوین» تأسیس می‌کنند تا در آن رشته‌هایی با عناوین پر طمطراق نظیر «مکاترونیک» و «میکرونانوتکنولوژی» تدریس شود. هم استادانش رفقای رئیس دولت بودند و هم دانشجویانش. دانشکده‌ای بود که دورهمی تأسیس کرده بودند برای خودشان و رفقایشان که گویا اخیراً از سایت دانشگاه تهران حذف شد. این حذف بعد از آنی بود که کلی هزینه صرف ساخت ابنیه و لابراتوار و فضای آموزشی آن شده بود. این آقایان درک این را نداشته‌اند که علم خصلتی انباشتی دارد٬ نمی‌شود فردی با رفقای خودش تصمیم بگیرد یک شبه دانشکده تأسیس کند. از سوی دیگر معلوم نیست استادان آن دانشکده کذا کجا درس خوانده‌اند و دارای چه مدرکی هستند؟ ابهام‌ها راجع به آن به حدی بوده است که نهایتاً مسئولان را مجاب به حذف آن از سایت دانشگاهی با قدمت 80 ساله کند.

از این قبیل مثال‌ها فراوان میتوان زد٬ مانند اینکه یکبار رئیس دولت اعلام کرد٬ دختر نوجوان کم سن و سالی در خانه‌شان انرژی هسته‌ای تولید کرده است و اینک پس از چند سال معلوم نیست که آن نوجوان دانشمند کجاست؟ نمونه دیگر٬ یکبار رئیس دولت تصمیم گرفت آب دریای خزر را با دستگاههای آب شیرین‌کن تصفیه کرده و از فراز رشته‌کوه البرز با پمپ‌های قوی آن را به دشت پایین‌دست سمنان و گرمسار برساند تا از این طریق کویر را آباد کرده و در آنجا صیفی بکارد. من پیگیر بودم که طرح توجیهی این پروژه عظیم کجاست؟ بعدها معلوم شد٬ یک جزوه هفده٬ هجده صفحه‌ای٬ کل منبع این پروژه قرار بوده است. حتی یادم هست تلویزیون نشان داد که رئیس دولت٬ کنار دریای مازندران با هشت دستگاه دکوری٬ عکس میگرفت و اندیشمندان نیز برای وی توضیح می‌دادند که تا چه اندازه این پروژه مقرون به صرفه است. حالا بگذریم؛ اگر بخواهم همه سودازدگی‌ها را در عرض هشت سال توضیح دهم مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود٬ چه آنجا که گفت ما قرار است برای جهان٬ مدیریت کنیم و برای اداره آن طرح و برنامه داریم و چه آنجا که گفت امریکایی‌ها قصد دارند امام زمان را ترور کنند و چه آنجاکه از پشت شیشه دودی اتومبیل تشریفاتی در اجلاس سازمان ملل می‌تواند یک طفل اسپانیایی زبان را در حال عبور لب‌خوانی کند که مدام می‌گفته٬ محمود٬ محمود! و چه قصه مشهور هاله نور.

کاغذپاره خواندن قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل و چه وعده‌ای که به هر ایرانی داد که هزار متر زمین مشجر به آنها می‌دهد و قس علی هذا. می‌خواهم بگویم دولت معجزه هزاره سوم «هم حیف کرد» و «هم میل». نمی‌دانم حیفش بیشتر بود یا میلش. این به عهده کارشناسان اقتصادی است که میزان حیف و میل را معلوم کنند.

آیا اصلاح‌طلبان در شرایط امروز پس از 92­ هم وظایفی دارند؟
می‌گویم بله. انتخابات یک عقد قرارداد است و این قرارداد نقطه عزیمت خوبی است. اصلاح‌طلبان می‌توانند برای بحران‌های مختلف ایده بدهند. کارشناسان اصلاح‌طلب می‌توانند با یاری رساندن در حل بحران‌ها٬ تقلیل مرارت کنند و از تبعات سودازدگی بکاهند. علاوه بر این٬ باید افشاگری کنند و بگویند سودازدگی چه بر سر جامعه آورده است. اصلاح‌طلبان باید از تجارب خودشان استفاده و به تداوم دولت آقای روحانی کمک کنند٬ باید بکوشند روحانی دوام آورد و بماند.

ما در حال حاضر آلترناتیوی برای آقای روحانی نداریم. البته دولت هم باید اشکالات و کاستی‌های خودش را اصلاح کند و اگر لازم است حتی کابینه را هم ترمیم کند. من سال گذشته هم همین را گفتم. ممکن است احمدی‌نژاد برنگردد که برنمی‌گردد اما همجنس و مشابه او ممکن است روی کار بیاید و این یعنی بازگشت به دوره «سودازدگی» و البته دور ریختن همه تلاش‌ها٬ زحمت‌ها و هزینه‌ها.

سودازدگی و پوپولیسم همپوشانی دارند؟
حتماً دارند اغلب پوپولیست‌ها٬ سودازده هم هستند؛ هوگو چاوز هم سودایی بود. برای سودازدایی چه باید کرد؟ این موضوع تا حدی ریشه‌های فرهنگی دارد. ببینید در ایران چند نفر ادعا می‌کنند امام زمان هستند؟ به صرف همین ادعا چقدر آدم جذب این افراد می‌شوند؟ اگر مجوز «لاتاری» بگیرید خواهید دید چقدر کارتان رونق می‌گیرد. گلدکوئیست‌ها چقدر رواج پیدا کردند؟ «گنج‌یاب» چقدر خریدار دارد؟ همه اینها ناشی از سوداست.

پس معتقدید خطر بازگشت سودازدگان همیشه وجود دارد؟
بله٬ مادامی که زمینه پذیرش‌اش وجود دارد امکان بازگشتش هم هست.

وظیفه نخبگان برای جلوگیری از بازگشت سودافروشان چیست؟
باید با خرافه مبارزه کرد؛ نردبام برای این است که افراد پله پله بالا بروند؛ مانند ارتش که افراد کم کم درجه‌های بالاتر می‌گیرند؛ اما گاهی این اتفاق نمی‌افتد؛ چاپلوس‌ها ترقی می‌کنند؛ جمشید بسم‌الله‌ها و بابک زنجانی‌ها بازار را در دست می‌گیرند. این موضوع مختص یک زمینه نیست و در همه حوزه‌ها دیده میشود؛ برای نمونه طرف با نمره 10 بورسیه گرفته و استاد می‌شود.

وقتی این اعمال را مردم می‌بینند باورشان می‌شود که می‌توان میان‌بر زد و معمولاً 99 درصد میان‌برها راه به ناکجاآباد می‌برد٬ بجز خسران برای حرث و نسل ثمری ندارد. برای مثال مطابق محاسبه بانک مرکزی در دولت قبل فقط 124 میلیارد دلار هزینه‌های «فاقد سند» وجود دارد. با این پول‌ها همه کار می‌توان کرد. همین الآن دار و دسته دولت سابق به افراد می‌گویند برای مجلس نامزد شوند تا خرج تبلیغاتتان را بدهند.

پول‌هایی که اشاره کردید مربوط به زمانی است که دولت احمدی‌نژاد مستقر شد و به منابع دسترسی پیدا کرد٬ اما سؤال این است که این دولت چگونه به مرحله استقرار رسید؟
توزیع پول از سوی احمدی‌نژاد از زمان شهرداری شروع شد. در زمان استانداری‌اش در اردبیل هم شائبه‌هایی وجود داشت.

شما و بقیه اصلاحطلبها در آن زمان متوجه ظهور و گسترش این خطر بودید؟
سال 84 مقاله‌ای با عنوان «خطر پوپولیسم» نوشتم و هشدار دادم ممکن است کسی بیاید و ادعاهای پوپولیستی مطرح کنند. آن موقع ادعا کرده بودند که پول نفت را سر سفره مردم می‌آوریم و 40 هزار تومان هم یارانه می‌دهیم. در مقاله «حاشیه علیه متن» نیز به این خطر اشاره کردم؛ خطری که هنوز هم وجود دارد؛ در خیلی از شهرها٬ مرکز شهر به اصلاح‌طلبان رأی می‌دهند اما در حاشیه٬ آرا نصیب اصولگرایان می‌شود. یکی از هدفهای ما در انتخابات سال ٬92 حذف دولت سودایی بود.

آقای روحانی هم دیدگاه مشابهی داشت. ایشان در دوره‌ای از مجلس٬ عضو فراکسیونی بود که به «فراکسیون عقلا» معروف بود. روحانی در آن دوره دنبال چه بود؟ غریزه‌اش حس کرده بود سودا در کشور زیاد است. بنده چند سال با آقای روحانی گعده داشتم و براساس شناختی که از ایشان دارم٬ سخن می‌گویم.

منظورتان در مرکز تحقیقات است؟
نه٬ در شورای عالی امنیت ملی.

دقیقاً چه سالی بود؟
زمانی که آقای هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری رسید. آن زمان روحانی در مجلس بود و از همان زمان٬ نگران نگاههای سودایی بود. من می‌دانستم که روحانی در این زمینه دغدغه دارد. آقای روحانی٬ اهل بحث‌های اقناعی است؛ می‌شود با او بحث کرد. بعضی اوقات به جریان راست تمایل داشت٬ اما اشکال نداشت؛ بالاخره سودایی نبود اما در دولت قبل٬ سوداگری باب بود؛ سوداگری به معنای دنبال سود آنی و لحظه‌ای بودن و آینده را واگذاشتن.

با همین نگاه٬ به جای اینکه یارانه‌ها را به کارخانه‌ها بدهند٬ به مردم دادند. چرا؟ چون دنبال رأی مردم بودند، کاری به کار اشتغال و رشد نداشتند؛ به همین خاطر همه آمارها و شاخص‌های اصلی منفی شد آن هم در شرایطی که دولت 700 میلیارد دلار درآمد نفتی داشت. این پولها کجا رفت؟ هم «حیف» شد هم «میل».

دومین نکته حائز اهمیت انتخابات سال 92 برای اصلاح‌طلبان چه بود؟
«تقلیل مرارت». بنده در ماههای منتهی به انتخابات٬ با عقلای قوم نشست مشورتی داشتم. حرف همه این بود که فعلاً مسأله جدی کشور٬ «مردم» و «تقلیل مرارت» آنهاست. بیکاری٬ فساد گسترده٬ چاپ بی‌رویه اسکناس و...باعث مرارت مردم شده بود. نرخ رشد اقتصادی٬ منفی 5 درصد بود و نرخ بیکاری حدود 13 – 14 درصد بود. البته این عددی بود که دولت اعلام کرد و نرخ واقعی بیشتر از این حرفها بود. آمارهای وحشتناک در این زمینه‌ها ما را به این نتیجه رساند که فارغ از اینکه کدام گروه چه می‌گوید٬ برای «تقلیل مرارت» مردم وحدت کنیم.

با توجه به آنچه در ابتدای بحث گفتید به نظر می‌رسد معتقدید تصمیم‌گیری اصلاح‌طلبان در حمایت از روحانی٬ ناشی از راهبرد عقلانی بود؛ به عبارت دیگر اولویت اصلاح‌طلبان حمایت از نامزدی بود که در صورت پیروزی با موانع کمتری برای حل شکلات مواجه شود. این نگرش٬ منتقد یا مخالفی جدی درون اردوگاه اصلاح‌طلب داشت؟
چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب٬ انتقادی نداشتند. حتی یک عده از بچه‌های زندان هم به روحانی رأی دادند. مستند این جمع‌بندی که روحانی قادر است مشکلات را حل کند٬ چه بود؟ شعارهایش یا پیشینه‌اش؟ برای رفتن به پاستور٬ شخص باید ویژگی‌های خاصی داشته باشد. یکی این است که پاستوریزه باشد. علاوه بر این٬ مزیت آقای روحانی این بود که بشدت با احمدی‌نژاد زاویه داشت. نکته مهم برای ما این بود که او را می‌شناخت.

به تعبیر یک فعال سیاسی٬ روحانی٬ احمدی‌نژاد را مهندسی معکوس کرد.
یکی روحانی٬ احمدی‌نژاد را خوب می‌شناخت و یکی هم هاشمی. بعد هم ما اصلاح‌طلبان٬ البته ما حتی زودتر از آقای هاشمی و روحانی به ماهیت آقای احمدی‌نژاد پی برده بودیم.

اصلاح‌طلبان در آن برهه با آقای روحانی دیدار هم داشتند؟
بله٬ دیدار داشتند؛ اما من نرفتم چون نمی‌توانستم جایی بروم ولی تلفنی با آقای روحانی صحبتی کردم. این مکالمه موقعی بود که هنوز آقای هاشمی ثبت‌نام نکرده بود و آقای روحانی هم نظرش این بود که آقای هاشمی به میدان نمی‌آید.

آیا مشابه گرایش به عقلانیت اصلاح‌طلبان در اردوگاه اصولگراها هم وجود داشت تا طیفی از آنان را مجاب کند رأی خود را به نفع روحانی به صندوق واریز کنند؟
بله. آقای ناطق هوادار روحانی بود؛ در جامعه روحانیت مبارز هم افراد زیادی بودند که به روحانی رأی دادند. بخشی از اصولگرایان هم می‌خواستند خودشان را از احمدی‌نژاد جدا و بازتعریف کنند و با این هدف٬ گزینه روحانی را انتخاب کردند.

یعنی بر این باور بودند با حمایت از بقیه نامزدها این اعلام برائت از احمدی‌نژاد اتفاق نمی‌افتد؟
نه٬ فقط با حمایت از روحانی می‌شد این کار را کرد. برای همین آنها بشدت با جلیلی مخالف بودند. اینکه چرا با جلیلی مخالفت می‌کردند دلیلش این بود که می‌خواستند بگویند ما شبیه دیروزمان نیستیم. می‌خواستند با حمایت از روحانی آن سابقه ناخوشایند هشت ساله همراهی با احمدی‌نژاد را از دامنشان پاک کنند. بعضی‌ها گفتند در دوره دوم نامزدی احمدی‌نژاد ما از او حمایت نکردیم و به او رأی ندادیم. حتی برخی از آنان امروز میگویند که ما در دوره اول او هم به احمدی‌نژاد رأی ندادیم و از او حمایت نکردیم. اگر چنین باشد٬ معلوم نیست احمدی‌نژاد از کجا رأی آورد.

ریشه این تفکر مشترک برای حل مسائل کشور کجا بود؟
موضوع اصلی «منافع ملی» بود؛ موضوعی که همه باید به آن ملتزم باشند٬ اما احمدی‌نژاد به آن التزام نداشت و فکر کنم درکی از این موضوع هم نداشت. زمان جنگ٬ همه در یک سنگر بودند. چپ و راست وجود نداشت؛ مصلحت کشور و منافع ملی ایجاب میکرد همه کنار هم بایستند. الان هم اگر داعش به سوی مرزهای ایران نظر داشته باشد٬ همین اتفاق قطعاً خواهد افتاد.

تفکر و شیوه اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری٬ در انتخابات مجلس قابلیت تکرار دارد؟
انتخابات مجلس با ریاست جمهوری فرق دارد٬ انتخابات ملی با انتخابات محلی متفاوت است.

الان پیشنهادهایی شده تا اصلاح‌طلبان فهرست مشترک بدهند و در شهرهایی که یک نماینده می‌فرستند یک نامزد معرفی کنند.

حرف تا عمل فرق می‌کند٬ در عمل باید ببینیم تا چه حد دست اصلاح‌طلبان را برای معرفی کاندیدا بازخواهند گذاشت و چه کسانی در صحنه انتخابات می‌مانند.

به هرحال تلاش‌هایی برای الگوگرفتن از انتخابات ریاست‌جمهوری در جریان است ٬ بسیاری معتقدند خوب است اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گراها و عقلای راست به فهرستهای واحد دست پیدا کنند. با توجه به واقعیتهای موجود ایران٬ چنین ایده‌ای را اجرایی می‌دانید؟
یک طرحی به مجلس بردند برای استانی کردن انتخابات که شانس زیادی برای نهایی شدن ندارد یا دست کم به انتخابات امسال نمی‌رسد. شما فرض کنید که انتخابات استانی شده باشد و هر استان یک حوزه انتخابیه حساب شود. چند نفر را می‌شود گرفتار یک حوزه کرد؟ نمی‌شود.

چرا نمی‌شود؟
به علت تفاوت‌هایی که در مناطق و شهرستان‌ها وجود دارد و اینکه مردم باید نسبت به نماینده‌ای که رأی می‌دهند٬ شناختی داشته باشند. وقتی انتخابات محلی است امکان شناخت بیشتر است٬ مگر دنیا تجربه این کار را ندارد؟

یعنی شما نظرتان این است که انتخابات سراسری شود؟
چرا این کار را نکنیم؟ دنیا چه می‌کند؟ کشورهای اروپایی چه می‌کنند؟ در ترکیه چه می‌کنند. در ترکیه کل کشور را یک حوزه می‌بینند. منتها مردم به فرد رأی نمی‌دهند؛ به نشان حزب رأی می‌دهند. آنها به حزب رأی می‌دهند و این حزب است که افرادش را به مجلس می‌فرستد. یک حزب 10 کرسی به دست می‌آورد و حزب دیگر 20 کرسی. حزب برنامه می‌دهد و مردم به برنامه‌ها رأی می‌دهند. پارلمان متشکل از احزاب مختلف است. حالا راست باشند یا چپ٬ اصلاح‌طلب باشند یا اصولگرا باید در پارلمان ائتلاف کنند.

در جریان انتخابات سال 92 فضای سردی حاکم بود٬ اما این فضا در روزها و ساعات پایانی منتهی به انتخابات شکسته شد. دلیل آن تغییر فضا چه بود؟
مناظره‌ها مؤثر بود. صدا و سیما هم کارش بد نبود٬ اذیت کرد٬ اما نه زیاد. به این نتیجه رسیدند که بگذارند آن شش نفر هم باشند. نهادهای دیگر نیز چندان دخالت نکردند٬ البته تخلف همیشه هست، منتهی چندان تعیین‌کننده نبود.

یکی این بود و دیگری نگرانی از «پایداری‌»ها بود. پایداری‌ها خیلی تلاش کردند که بگویند ما رأی می‌آوریم٬ القا کنند نظر حاکمیت به جلیلی است اما این ادعا٬ آنقدر که انتظار داشتند٬ تأثیر نگذاشت.
منبع:فرارو




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : حجاریان، احمدی نژاد، دولت، روحانی، اصلاح طلبان، انتخابات مجلس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 15 مرداد 1394
Mohammad Chehregani


( کل صفحات : 43 )    1   2   3   4   5   6   7   ...